نویسنده :
Demian - ساعت ٧:٥۳ ق.ظ روز سهشنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٦
قهوه ی تلخ بسه!
کمی شکلات تلخ بده !
قهوه تا آخر تلخه ولی شکلات نه!
نویسنده :
Demian - ساعت ٤:٢٧ ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٦
چی میشه آدم یکم دنبال سرنوشتش بره به جای اینکه اون بدوه دنبال آدم؟ شاید یه ذره مهیج کنه زندگی رو !
همه چی نوبتی خوبه دیگه!
نویسنده :
Demian - ساعت ٦:۳۱ ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٦
یه مدته به جای اینکه دسته کلیدم رو بگیرم تو دستم و دنبال اون کلید بزرگه بگردم و بکنم تو قفل در ورودی خونه، میخوام محکم با لگد بزنم در و باز کنم!
حیف که مستاجرم تو این خونه!
نویسنده :
Demian - ساعت ٤:٥٠ ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٦
A :چقدر دوسم داری؟
B :اممم ،خیلی زیاد!
A : خیلی من با خیلی تو خیلی فرق میکنه. پس یعنی چقدر آخر سر؟
B :تفاوتشون خیلی نیست!
نویسنده :
Demian - ساعت ۱:۳٢ ب.ظ روز جمعه ۱٠ اسفند ۱۳۸٦
این عید نوروز هم که همش وقتی سال نو میشه میاد. همه میدونیم داره میاد، پس اون هیجان و غافلگیری چی میشه ؟
بازم اون تکرار همیشگی! نمیکنه حد اقل یکم زودتر یا دیر تر بیاد! این صندوق انتقادات و پیشنهادات تقویم ها کجا نصبه؟ من برم نظرمو بندازم توش!
نویسنده :
Demian - ساعت ٩:٥۱ ق.ظ روز جمعه ۳ اسفند ۱۳۸٦
چقدر بد! تو این یک هفته ی بیماریم رو اون مینیمم سطح انرژیم بودم.اون ته ته!
دوباره آغاز فعالیت ها ...